اشعار

محرم سال 88 بود که با جمعی از دوستان بیرون بودیم نزدیک میدان ولیعصر که شدیم صف نذری از دور نمایان بود به اصرار یکی از دوستان ما هم وارد صف شدیم . زندگی دانشجویی همینه دیگه روزهایی که تعطیل رسمی بود به ما غذا نمی‌دادند ما هم از ناچاری چند دقیقه ای رو منتظر تو صف ایستادیم . خلاصه بعد از چند دقیقه ای داشتیم به میعادگاه نزدیک می‌شدیم. دو سه نفر جلوتر از ما یه خانمی با بچه ی دو سه سالش که تو بغلش بود ایستاده بود . نوبت اون خانم شد یه نذری بهش دادن

خانومه گفت اگه میشه یه نذری هم به بچم بدید

اقایی که اونجا وایساده بود گفت چند سالشه

خانمه گفت سه سالشه

اقاهه گفت به زیر شش سال نذری نمیدیم  برو خانم ملت منتظرن وای نستا اینجا

من از حرف این اقاهه خیلی ناراحت شدم چون با کارش داشت دین رو به زیر سوال می برد البته از این دسته ادمها الان کم نیستن که به اسم دین حتی ادم هم میکشن

غذا رو که گرفتیم رفتم که به اون خانومه بدم هر کاری کردم قبول نکرد

خلاصه به خاطر این جریان خیلی اعصابم بهم ریخته بود . موقع هایی که اعصابم خراب میشد همیشه می‌رفتم سراغ سنتور چون فقط ساز می‌تونست ارومم کنه اما الان محرم بود و اگه می‌خواستم ساز بزنم به جرم محاربه با دین از دانشگاه اخراجم می‌کردن.

خلاصه اینکه برای اینکه یه ذره آروم بشم شروع به نوشتن شعر کردم و این شعرو نوشتم

امیدوارم خوشتون بیاد

نظر هم یادتون نره

 


 

شب بود هوا سرده و تاریک

در گوشه‌ی یک کوچه‌ی باریک

 

دیدم که جماعت همه جمعند

چون شاپرکان به دور شمعند

 

بر کول  و سر هم بپریدنند

زد داد یکی که نذری می‌دند

 

از دور صدایی آمدم گوش

افکند درون من به صد جوش

 

نذری ندهید به زیر شش سال

این قانونه تصویب شده امسال

نذری نمی‌دیم به زیر شش سال

حتی اگه در بیاورد بال

 

یعنی چه به بچه شام نمیدیم

همچین چیزی رو ما که ندیدیم

 

گفتم حاج اقا گل به جمالت

قربون سرت ریشت و یالت

 

اینجا مگه مدرسس عزیز جون

پمپ بنزینه یا که صف نون

 

رای که نمی‌خواد بده گلابی

ببینم حاج آقا نکنه که خوابی

 

واکسن هپاتیته یا قطره

داروسازی یا ساختن عطره

 

زن گرفتنه صیغه یا عقده

پول شمردن از وجه های نقده

 

مگه خواسته بگیره وام مسکن

کپی خواسته بگیره عکس یا اسکن

 

فکر کنم که ربط نذری با سن

بودش مثل ربط بلبل و جن

 

نذری نمی‌دیم به زیر شش سال

این قانونه تصویب شده امسال

نذری ندهید به زیر شش سال

حتی اگه باشه پسر زال

 

نمی‌دونم چرا بچه تو اون شب

نتونست بزنه به اون غذا لب

 

شاید بچه بود دعا بلد نیست

قاطی می‌کنه فرق یک و بیست

 

یا گفته خدا که زیر شش سال

چون بچن و می رن زودی از حال

 

اصلا جزو ادما نمی شن

چون بچن اونا بدون ریشن

 

یا شاید هم اون نداره دندون

نذری بخوره می شه لباش خون

 

شاید اگه سنش باشه بیشتر

اجر و ثواب اون می‌شه پیشتر

 

یا داره ضرر غذا برایش

بره شیر بخوره بچه به جایش

 

شاید و یا شاید و شاید

پاسخ رو بدی اینجوری باید

 

نذری ندهید به زیر شش سال

این قانونه تصویب شده امسال

 نذری نمی‌دیم به زیر شش سال

چه کور باشه چه کچل و لال


چاپ کتاب

چاپ کتاب ارزانتر از همه جا

سلام و عرض ادب خدمت شما فرهیخته گرامی ( لطفا این قسمت را مطالعه بفرمایید)

انتشارات سخنوران با مجوز رسمی  از وزارت فرهنگ و  ارشاد اسلامی به شماره ثبت ۹۱۸۹ و چاپ بالغ بر هزاران عنوان کتاب تجربیات ارزشمند خود را در این زمینه در اختیار عزیزانی که می خواهند آثار خود را   به کتاب تبدیل کنند قرار می دهد. شما با مطالعه مطالب این سایت اطلاعات کاملی در زمینه چاپ کتابتان کسب کنید.

قابل توجه نویسندگان گرامی: ما کتابهای شما را با کمترین هزینه ممکن برایتان چاپ خواهیم کرد برای اثبات این گفته ی ما شما می‌توانید از  انتشارات مختلف در سراسر ایران استعلام قیمت بگیرید.

* نکته: اگر وقت کمی دارید و می خواهید خلاصه ای از روند چاپ کتاب، تبدیل پایان نامه به کتاب، و نحوه ی قرارداد و بقیه ی مراحل چاپ کتاب دارید بهتر است در قسمت بالا روی سه کادر دایره ای کلیک کنید تا با جزئیات کار و فرایند چاپ کتاب بیشتر اشنا شوید.
* در صورت نیاز به هر گونه مشاوره در زمینه چاپ کتاب، استخراج کتاب از پایان نامه، نگارش کتاب، صفحه ارایی کتاب و … میتوانید از راه های زیر با ما ارتباط برقرار کنید

آدرس دفتر انتشارات: تهران – خیابان کارگر شمالی- بعد از خیابان ادوارد برون – پلاک ۱۴۰۷
( لطفا قبل از حضور در دفتر انتشارات از طریق تماس تلفنی با شماره زیر با ما هماهنگ کنید – حضور شما در انتشارات مایه افتخار ماست)

شماره تماس:   ۰۹۱۸۳۷۷۵۳۳۴    حسین وش
پست الکترونیک ( ایمیل ) :

hoseinvash@yahoo.com
hoseinvash@gmail.com

چاپ کتاب